آن شبها که می گفتی :

"هیچ جایِ دیگر از این دنیا جز آغوش من حق نداری اشک بریزی! "

همان شبها یادم می افتاد . . .

به این ساعتهایی که دریا دریا اشک دارم برای باریدن

و آغوشـــت نیست..!

بد عادتم کردی عزيزم

بد عادتم کردی...!

حالا بیا و جواب ِ این اشکهای منتظر ِ شانه هایـــت را بده...