خدا را شكركه مادرم هر روز از من ايراد ميگيرد و سرم داد ميكشد .

اين يعني مادرم هنوز هست و من هنوز صدايش را ميشنوم.

خدا را شكر كه پدرم وقتي شبها دير به خانه مي آيد از خستگي خوابش

ميبرد و من كه مدتها او را نديده ام فرصت صحبت با او را ندارم.

اين يعني پدرم هنوز توان كار كردن را دارد و از اين توانايي احساس غرور و اقتدار ميكند.

خدا را شكر كه برادرانم هفته اي يكبار هم از من سراغي نميگيرند.

اين يعني اطمينان دارند كه زندگيم در رفاه است و من در امن و امان.

خدا را شكر كه گاهي با خواهرانم بر سر چيزهايي دعوايمان ميشود.

اين يعني هنوز براي هم و رفتار هم دغدغه داريم .

خدا را شكر كه مستاجرم .

اين يعني سرپناهي براي زندگي دارم .

خدارا شكر به خاطر همه ي اين يعني هاي زيبا كه به زندگيم اميد ونشاطي بي حد ميدهد.